شرح حال من تا هفته 19
مامان جون توی این مدت اولین بار در 8 هفته و 2 روزگی حالم به هم خورد و من از این موضوع ذوق کرده بودم، آخه حس بارداری به آدم دست می داد
بعد از اون تا آخر سه ماهگی یه سه چهار بار دیگه این اتفاق افتاد. میخوام بگم شما خیلیییییییی پسر ماهی بودی و اصلاً مامانی رو اذیت نکردی عزیز دلم. راستی هر وقت ازت می خوام بهم نشونه ای بدی، یه جوری نشونه می دی (حتی تو همون هفته های اول) و خیال مامانی را راحت می کنی.
یه چیز جالب دیگه اینکه شما به بوی بد خیلی حساسیت نشون میدی و اعتراض می کنی و در ضمن مشام من هم خیلی قوی تر شده که دیگه واقعاً بوی بد را غیر قابل تحمل میکنه 
بابایی از وقتی فهمیدیم شما اومدی، طبق کتاب ریحانه بهشتی آن چیزی که باید صبح ناشتا می خوردم برام می آورد، دست بابا جون درد نکنه.
چلّه هایی که تا حالا تموم کردم: سوره یس، دعای عهد، زیارت آل یس، الان هم در حال خوندن سوره واقعه و حدیث کساء هستم.
پسرم تو این دوران دو تا خواب خیلیییییی ترسناک دیدم که هر دوش هشداری بود به اینکه گناه تو این دوران چقدر روی شما عزیز دلم تأثیرگذاره و من باید خیلی مراقب باشم. خلاصه مامانی اهل بیت حسابی هواتو دارند، برام دعا کن انشاالله از پس تو امانت الهی به خوبی بربیام.


شرح حال من تا هفته 19
